فرصتی نیست
-
تاریخ: 1405/4/19 ساعت: 22:55
الان اینجام که بنویسم تا اشتباق الان رو در آینده بخونم و حواسم باشه که قرار بوده چی بشه و آیا شده یا نه!اگه الان داری اینو می خونی یادت بیاد که فردا شب کریسمس است و یه روز خاصه . یک ساعت پیش رفتی و برای خودت یه لپتاب خریدی اسمشو گذاشتی Benz ! یادته که چرا؟چون ازش باید یه بنز در بیاد. 2 هفته دیگه کلا...
کافیه دستمو دراز کنم و بگیرمش
-
تاریخ: 1405/4/19 ساعت: 22:55
از هر زمان نزدیکترمامروز احساس می کنم برای گرفتن شغل بسیار مستعد تر و نزدیک ترم. با اشکان آشنا شدم و کلی احساس می کنم حمایتش رو برای گرفتن شغل تخصصیم دارم. غزاله هم که کلی مباحث جدید رو بهم گفت و رفتم خوندم و توشون تبحر پیدا کردم. آخر ویدیو که از پروژه رو براش فرستادم، کلی تحسینم کرد و گفت کاملا مست...
دست بابا
-
تاریخ: 1405/4/19 ساعت: 22:55
خواهرم معمولا ساعت بین 3 تا 4 بعد از ظهر که میشه حدود 11 تا 12 شب خودشون، بهم زنگ میزنه. داشت می گفت که امسال میشه 10 سال که ازدواج کرده و همون لحظه من داشتم به عکس خودم و ملیحه که روز عروسی اونا گرفته بودیم، نگاه میکردم. این عکس رو خیلی دوست داشتم و نمی دونم چجوری این عکس رو خواهر دیگرم برای من سفا...
ترم جدید
-
تاریخ: 1405/4/19 ساعت: 22:55
امروز ترم کلاد دیگه واقعا شروع میشه و دیگه تا اینجا اگه چرند بود و زیاد توجه نمی کردم، از امروز باید حسابی درس بخونم. این کورس رو باید امتحان ماکروسافت رو براش بدم و دیگه شوخی بردار نیست.دیروز نشستم و 8 تا اپلای زدم و خدا می دونه قراره چی بشه. تا حالا به یه اینترویو که مختص شغلم باشه نرفتم و هیچ تجر...
من اینجام خوشحال و امیدوار
-
تاریخ: 1402/7/3 ساعت: 3:46
امروز به یکباره تصمیم گرفتم بنویسم. همیشه اعتقاد داشتم باید آرزوها و تلاش ها را بنویسم تا هروقت مایوس شدم، یه نگاهی بهشون بندازم و یادم بیاد که با چه شور و شعفی شروع کردم تا بتونم، باز به راهم ادامه بدم. سال ها از روال فرسایشی مهاجرت به کانادا نوشتم و نوشتم و اکنون شاد و مفتخر به این تلاش که بالاخره...
من اینجام تو کانادا
-
تاریخ: 1402/7/3 ساعت: 3:46
هنوز بعد از گذشت 2.5 سال، با خودم فکر می کنم یعنی من واقعا بالاخره اومدم کانادا. یعنی بعد از اون همه زحمت و مشقت و نگرانی، من رسیدم؟؟! معمولا این افکار زمانی به ذهنم میرسه که درحال رانندگی هستم، جاده ای زیبا و سرسبز و آسمان آبی با لکه های تپل ابر که به قول عیال، تصویر های درست می کنه که فقط تو زمان ...
یادآوری
-
تاریخ: 1402/7/3 ساعت: 3:46
انقدر که ننوشته ام، فراموش کرده ام چه جوری شروع می کردم!یادمه یه زمانی تو یه سیستمی فعالیت داشتم که یه سری آموزش های اولیه داشت که یکیش این بود: اهدافتون رو بنویسید و مدام مورد ارزیابی و نگرش قرارشون بدید و فراموش نکید که شروع و مقدمه کارتون، برای چی بوده. چون انسان بعد از مدتی شعف و انرژی اولیه ای ...